تبليغاتX
دکترحمیدقاسمی Dr HAMID GHASEMI
تركى برنده دربى! یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 16:56
سواى مهارت هاى فنى و تخصص لازم در امر آشنايى با قوانين در فوتبال، مديريت ميدان نيز از اهميت ويژه اى برخوردار است. اهميت اين موضوع تا حدى پيشرفته است كه داوران براى دستيابى به توانايى اعمال قانون بايد به مفاهيم ديگرى علاوه بر قوانين فوتبال مجهز شوند. از جمله اين مفاهيم مى توان به روانشناسى و مديريت اشاره كرد. يكى از خصايص داور كه باعث تمايز او از ديگر داوران همسطح به لحاظ تسلط بر قوانين داورى خواهد شد، توانايى كنترل محيط و ميدان است. گاهى داوران مجربى به دليل فقدان برخوردارى از اين توانايى، اثرات منفى بر بازى، نتيجه و حتى تماشاگران گذاشته اند. در شرايطى كه حساسيت بازى دربى، باعث شده بود كه همواره دست يارى به سوى داوران خارجى دراز كنيم، مسؤولان ذيربط با يك خطرپذيرى منطقى، از يك داور ايرانى استفاده كردند. بى شك در شرايط به وجود آمده در ميدان رقابت دو تيم قرمز و آبى، محسن تركى نشان داد كه اعتماد به او كار درستى بوده است. تركى با مديريت ميدان، شرايطى را فراهم كرد تا حساسيت ها و تنش هاى به وجود آمده، باعث به هم ريختن كل بازى نشود. او لحظات و برخوردها را به خوبى تحليل مى كرد و بلافاصله واكنش نشان مى داد. اين سدشكنى محسن تركى در شرايط اخير، گامى است در بهبود اعتماد به نفس مجموعه داوران داخلى و توسعه ويژگى هاى فرامهارتى كه مهم ترين آن اعتماد به نفس در اعمال قانون است. با نتايج مثبت و موج اميدوارى كه محسن تركى در بازى دربى براى داورى كشور ايجاد كرد، بيراه نگفته ايم اگر بگوييم تركى برنده بازى دربى بود!
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

کتاب های مفید مرتبط با ارتباطات ورزشی شنبه بیست و ششم بهمن 1387 21:12

کتب فارسی

  1. قاسمی، حمید و همکاران(1387). فعالیت های رسانه ای در ورزش. تهران، انتشارات بامدادکتاب 

کتب انگلیسی

1.       Whannel, Garry (1992). Fields in Vision (Television, Sport and Cultural transformation). Pub: Rutledge.

2.      Brown, Robert S.(2003). Case Studies in Sport Communication. Pub: Greenwood. ISBN10: 0275975312  ISBN13:  9780275975319

3.      Pedersen, Paul &  others (2007). Strategic sport communication. Pub: Human kinetics. ISBN: 0736065245  ISBN13: 9780736065245(کتاب ترجمه و در جریان ویرایش اولیه است)

4.      Stoldt, G. Clayton & others (2006). Sport Public Relations. Pub: Human Kinetics. ISBN: 0736053409  ISBN13: 9780736053402(کتاب ترجمه و در مرحله ویرایش نهایی است) 

نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

كاپيتان مثل باقری! شنبه بیست و ششم بهمن 1387 18:2
مفهوم كاپيتان در يك تيم فوتبال، مفهومى وسيع تر از يك بازيكن پيشكسوت و فنى است. كاپيتان يك رهبر اجرايى در شرايط عمل است كه تيم را در ميدان عمل و زمين فوتبال رهبرى مى كند. اين جايگاه به ويژه در شرايط حساس تيمى، بسيار مهم و تعيين كننده است. شخصيتى كه در اين جايگاه قرار مى گيرد بايد مورد تأييد و احترام قلبى ساير بازيكنان باشد تا بتواند به نقش واقعى خود عمل كند. هرچند برخى بر اين باورند كه حضور يك سرمربى مقتدر، نقش كاپيتان را به يك نقش تشريفاتى تقليل مى دهد. ولى اين واقعيت در شرايطى براى اين عده عيان مى شود كه اتفاقاتى چون مسائل مربوط به بازى اخیر ايران و كره را شاهد باشند.
شرايط حساس هر دو تيم از يك سو و جايگاه هاى برجسته اين دو تيم به عنوان دو مدعى اصلى قاره كهن و انتظارات ملى و بين المللى از آنها باعث شده بود تا تحريك پذيرى تيمى و به ويژه برخى بازيكنان مستعدتر افزايش يابد. اين حساسيت ها و شرايط خاص زمين بازى و محيط ورزشگاه باعث شد كه در لحظات متعددى از بازى، برخوردها و درگيرى ها به سطوح هشداردهنده اى نزديك شود. در اين شرايط فضاى روانى همراه در ورزشگاه، زمينه برخوردهاى تلافى جويانه و بعضاً برترى جويانه را تشديد مى كرد. در موارد متعددى از اين صحنه ها، اين كاپيتان باقرى بود كه بازيكنان خودى را به آرامش و بازگشت به رفتار منطقى فرا مى خواند. باقرى علاوه بر كنترل زمين به نفع تيم خودى و ممانعت از بروز رفتارهايى كه مى توانست به شاكله تيم و روند بازى تيم ايران آسيب بزند، خود نيز به عنوان يك ميدان دار در حركات تيمى، نقش آشكار و ملموسى را به نمايش گذاشت.
از آنجايى كه در بسيارى از دوران، وجود يك كاپيتان جامع كه داراى تمامى شرايط احراز كاپيتانى به عنوان يك رهبر اجرايى باشد، ميسر نبوده است، جا دارد كه حضور كريم باقرى به عنوان يك كاپيتان جامع را به عنوان يكى از مزاياى بزرگ تيم ملى فوتبال كشورمان برشماريم و الگويى را براى كاپيتان هاى آينده تيم ملى فوتبال كشورمان شناسايى كنيم.
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

چرا از تفويض اختيار مى ترسيد ! شنبه نوزدهم بهمن 1387 20:53
در مباحث ۵ تن از مديران ورزش جهانى در رابطه با راهبردهايى براى اداره بهتر امور مسابقات ورزشى، تفويض اختيار به عنوان مهم ترين بخش مديريت شناخته شد(كاپل، ۱۹۹۳).
اشتباه رايج بسيارى از مديران اين است كه مى خواهند همه كارها را خودشان انجام دهند و از تفويض اختيارات به ساير كاركنان به دلايل مختلفى امتناع مى ورزند. از نظر برخى از رهبران با كفايت، واگذارى اختيار به معناى توافق با ديگران در انجام كار يا مديريت است تا مدير فرصت لازم را براى تجزيه و تحليل اطلاعات و تصميم گيرى مناسب داشته باشد. دلايل زيادى براى امتناع برخى از مديران در واگذارى اختيار به افراد ذيصلاح ديگر مطرح مى شود. در شكل مثبت آن گفته مى شود كه چون مديران وظيفه شناس به مدارج بالاى مديريتى مى رسند، از انجام مسؤوليت هاى خود توسط ديگران احساس گناه مى كنند! دوم آنكه مديران احساس مى كنند به خاطر لياقت بسيار بالاى خود به اين مقام ارتقا يافته اند و هيچ كس ديگرى نمى تواند كارها را به خوبى آنها انجام دهد! سوم آنكه مديران مى دانند شايستگى آنها براساس انجام مناسب امور مورد قضاوت قرار مى گيرد و لذا تلاش مى كنند تا با دخالت مستقيم درهمه امور، خوب جلوه كنند. اما اين مسأله وجوه منفى هم دارد. اول اينكه مدير با واگذارى بخشى از مسؤوليت به مقام زيردست، درجه اى از كنترل امور را از دست مى دهد و برخى مديران از كاهش اختيارات خود مى هراسند. دوم اينكه برخى مديران احساس مى كنند با تفويض اختيار به برخى از كاركنان، باعث شكوفايى آنها و تهديد جايگاه خود مى شوند. سوم آنكه مديران احساس مى كنند با تفويض اختيار، اين ذهنيت در نزد مسؤولان بالاتر ايجاد مى شود كه بود ونبود آنها تفاوتى نخواهد داشت. چه دلايل با تفكر مثبت و چه دلايل با تفكر منفى را بپذيريم، هر دو اشتباه هستند. مديريت پيشرفته ورزشى امروز، تفويض اختيار را امرى ضرورى و مهم مى داند. البته براى اين امر لازم است كسى كه مسؤوليت به او تفويض مى شود، از شرايط و شايستگى لازم برخوردار باشد، هر چند كارشناسان، درصد منطقى از خطرپذيرى دراين رابطه را جايز مى شمارند. پس به تمامى مديران ورزش كشور توصيه مى كنيم كه از تفويض اختيار نهراسيد و با پيدا كردن راه صحيح آن، مديريت خود را تقويت كنيد.
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

قدرت به عنوان ابزار يا توانايى شما براى دستيابى به خواسته ها يا وادار كردن ديگران به انجام كارهاى مورد نظر شماست. برخى قدرت را به غلط به معنى تسلط بر ديگران تعريف مى كنند، درصورتى كه قدرت بيشتر توانايى نسبت به ديگران است. تقسيم بندى هاى متنوع و متعددى از قدرت وجود دارد كه با مرور آنها شايد بهتر بتوانيم در رابطه با استفاده مناسب از قدرت در ورزش و مديريت ورزشى كشورمان قضاوت كنيم.
يكى از تقسيم بندى هاى قدرت به كارشناسى به نام بولدينگ اختصاص دارد؛ تقسيم بندى او خيلى كلى و در ۳ دسته اما جالب است. نوع اول به قدرت تهديد معروف و عمدتا مخرب است.
در اين نوع قدرت، ادبيات ها به اين نحو است كه اگر شما آنچه را كه من مى خواهم انجام ندهيد، چيزى را كه دوست نداريد اتفاق مى افتد، مثلا ممكن است بودجه شما قطع شود يا حقوق تان افزايش نيابد! نوع دوم قدرت، به روش مبادله اى معروف است كه مى تواند سازنده باشد. ادبيات آن عمدتا بر اين محور است كه اگر شما كارى براى من انجام بدهيد، من هم براى شما كارى انجام خواهم داد. اين ادبيات مى تواند منجر به مذاكره، گفت وگو، قرارداد يا حتى تفاهم شود. زمانى اين نوع قدرت جنبه تخريبى پيدا مى كند كه يك طرف نتواند با مفهوم توافق به شكل منطقى و ارزشى كنار بيايد. اگر اعتماد بين طرفين به وجود آيد، منجر به قدرت نوع سوم مى شود. اين قدرت ناشى از يكپارچگى است كه بر پايه دوستى و اعتماد، ظرفيت بسيار بالايى را به وجود مى آورد. جالب اين است كه با سهيم شدن افراد در اين نوع قدرت، ميزان آن افزايش پيدا مى كند. جنبه تخريبى اين قدرت هم زمانى پديدار مى شود كه يكپارچگى و شكل گيرى قدرت گروهى، تنها بر پايه منافع همان گروه و حتى به قيمت تضييع منافع ديگران صورت گيرد.
در اين راستا، مديران ورزش درصورت توجه به جنبه هاى تخريبى هر يك از انواع قدرت ها و گرايش به بهره مندى از جنبه هاى مثبت آن مى توانند به جامعه ورزش خدمت واقعى ارايه كنند. شايد اين نكته و تاكيد لازم باشد كه اين قدرت ها هميشگى نيست و بالاخره روزى پايان مى پذيرد و تنها كسانى مى توانند به داشتن آنها افتخار كنند كه از آنها به خوبى استفاده كرده باشند.
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

بحث زبان ورزش را مطرح كرديم و يكى از كارشناسان ورزش اين تذكر را داد كه آيا در خود متخصصان ورزش، اهميت زبان تخصصى و اعتماد به متخصصان درگرايش هاى مختلف به وجود آمده است كه به دنبال اعتماد عموم به زبان تخصصى ورزش هستيد !نكته بسيار صحيحى بود و ما را بر آن داشت تا مخاطب عام خود را در اين خصوص به مخاطب خاص جامعه متخصصان تربيت بدنى تغيير دهيم. همان طور كه اشاره شد، ورزش با توجه به جامعيت خود به گرايش ها و تخصص هاى متعددى در حوزه دانشگاهى تبديل شده است. امروزه حتى گرايش هاى مديريت ورزشى، فيزيولوژى ورزشى و يادگيرى حركتى به شكل عمومى مطرح مى شوند و در درون آنها، رويكردهاى تخصصى ترى به وجود آمده است، كه در بسيارى از موارد در مقاطع مختلف به عنوان يك رشته تحصيلى تخصصى مطرح مى شوند.در اينجا ورود متخصصان حوزه فيزيولوژى ورزش يا يادگيرى حركتى به عرصه تخصصى مديريت يا برعكس -كه نمونه هاى آن را كم نمى بينيم - در واقع اقدامى است در اين زمينه كه هر فردى با هر زمينه اى يا به صرف تحصيلات تربيت بدنى مى تواند در تمامى زمينه ها سخن بگويد و بر تمامى زبان هاى اين عرصه مسلط است. اين رويكرد زمينه اى خواهد شد تا به مرور متخصصان ديگر حوزه ها نيز احساس كنند كه مرزى براى ورود به مباحث تخصصى در عرصه هاى فيزيولوژى، مديريت و يادگيرى حركتى و ... وجود ندارد. براى حفظ و تقويت هويت هاى تخصصى در رشته تربيت بدنى بايد هر متخصص در رشته تخصصى خود متمركز شود و با تمركز تخصصى و ارتقاى زبان تخصصى خود، حريم و حرمتى را به وجود آورد كه مثل رشته هاى پزشكى، مهندسى و فنى، هر فردى به راحتى اجازه ورود حرفه اى را به خود ندهد. از خودمان شروع كنيم!
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

زبان ورزش! جمعه هجدهم بهمن 1387 23:50
در طول زندگى روزمره بارها با متخصص هاى مختلفى در حوزه هاى كارى مختلف برخورد مى كنيم. گاهى به هنگام صحبت برخى از اين متخصصان با يكديگر، متوجه بسيارى از كلمات و حتى عبارت هاى آنها نمى شويم. به گفت و گوهاى ۲ مهندس، ۲ پزشك و حتى ۲ مكانيك با يكديگر فكر كنيد. اين زبان تخصصى باعث مى شود كه بسيارى از افراد جامعه، حوزه كارى آنها را به مثابه تخصصى ببينند كه براى رفع مشكلات خود در آن حوزه هاى تخصصى تنها به اين گروه اطمينان و با آنها مشورت كنند.
زبان عامه ورزش، عامل ارزشمندى است كه همه افراد از نسل ها و تخصص هاى مختلف را به هم نزديك مى كند. شما بارها شاهد بوده ايد كه يك پزشك متخصص با يك مكانيك درباره بازى تيم ملى فوتبال بحث و گفت و گو مى كنند يا پدر و پسرى درباره تيم هاى مورد علاقه خود جدل مى كنند. اين از ويژگى هاى مثبت ورزش است كه افراد و طبقات و اقوام مختلف را به هم نزديك مى كند اما نكته منفى اين مسأله تسرى زبان عامه ورزش به حوزه تخصصى و اجرايى ورزش است. ورزش علمى نيز زبان تخصصى خود را دارد البته حوزه ورزش به دليل گستردگى حوزه هاى تخصصى مثل علم تمرين، مديريت، روانشناسى و … طبيعى است كه در هر حوزه زيرساخت هاى تخصصى خاص و لذا حوزه گسترده اى را پوشش مى دهد. پس بايد به متخصصان اين حوزه ها مثل ساير حوزه هاى تخصصى معمول اعتماد كنيم و براى دستيابى به زبان مشترك با آنها تلاش كنيم تا زبان تخصصى ورزش به زبانى كاربردى تر و اثربخش تر در ورزش تبديل شود.
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |

میران ورزش چگونه انتخاب می شوند؟ جمعه هجدهم بهمن 1387 23:47
شايد يكى از سوالاتى كه در حوزه ورزش بارها مطرح مى شود و ممكن است پاسخ هايى متفاوت از افراد مختلف را درباره آن شنيد اين است كه مديران ورزش برچه اساسى انتخاب مى شوند
لارى هورين (Larry Horine ) به عنوان يكى از كارشناسان و مدرسان برجسته در امر مديريت ورزش، معتقد است كه كيفيت ها و مهارت هايى كه مى تواند شانس فرد براى مدير شدن در ورزش را افزايش دهد از اين قرار هستند:
۱- ديده شدن: افرادى كه به شكل هايى مختلف از جمله موفقيت يا پيروزى هايى خاص، توسط مديران تصميم گيرنده يا انتخاب كنندگان قرار مى گيرند، از شانس بيشترى براى انتخاب برخوردار خواهند شد.
۲- داشتن دوستان و آشنايان مهم و عالى رتبه: اگر توسط شخصيت هاى معتبر و برجسته معرفى شويد و مورد تاييد قرار گيريد، شرايط مناسب ترى براى انتخاب پيدا خواهيد كرد.
۳- علاقه، انرژى و نگرش مثبت: افرادى كه اين خصوصيات را براى كارهاى مشخصى در ورزش داشته باشند، در اولويت انتخاب ها قرار خواهند گرفت.
۴- جسارت: جسارت هايى به دور از حماقت در كار نشان از اطمينان و اعتماد به نفس به كار خود است. كسانى كه در اين ويژگى بدانند سوالات و پاسخ هاى جسورانه خود را در چه زمان مناسبى مطرح مى كنند، موفق تر هستند.
۵- سوابق تحصيلى: هر چند نقش سوابق تحصيلى در تضمين موفقيت يك مدير را با اطمينان نمى توان بيان كرد اما هر فردى كه از توانايى تحصيلى تخصصى به علاوه موارد فوق، برخوردار باشد، بايد در اولويت بالاترى قرار گيرد.
۶- شخصيت: هر نقش و هر مقامى به برخى از ويژگى هاى خاص شخصيتى نياز دارد. مثلا يك مدير روابط عمومى، پيش از هر چيز بايد برون گرا باشد.
۷- شرايط ظاهرى: وجود تناسب در مديريت ها بسيار مهم است. مثلا مديريت يك فرد چاق براى يك مركز تناسب اندام نمى تواند خيلى خوشايند باشد.
با اين توضيحات، اميدواريم هر گونه انتخابى در مديريت ورزش با ملاك هاى ياد شده صورت گيرد. با وجود اينگونه ملاك ها خواهد بود كه مديران علاقه مند تلاش خواهند كرد تا مهارت ها و كيفيت هاى لازم براى ارتقا را در خود توسعه دهند تا براساس لياقت مبتنى بر معيار بر مسندهاى مهم ورزش قرار گيرند.
نوشته شده توسط Hamid Ghasemi  | لینک ثابت |